قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

وبلاگافکت نوار وضعیت
رویــــــــــای نــگــــــــاه تـــــــو

رویــــــــــای نــگــــــــاه تـــــــو

چـــرآ نــگآه مـے کـُنــے ؟تنــهــآ نـَבیـבه اے ؟بـﮧ مــَטּ نـَخـنـב ..

 

اگر کسی را دوست داشته باشید که هم قلبتان میخواهد هم چشمتان

نگران حرف دیگران نباشید..

این "عشق" شماست نه آنها،،،،

 

   

 

 

تصویر رفتنت رو قاب کردم به دیوار چشمای منتظرم


شاید روزی برگردی و منو نشناسی


اما...


حتما تصویر خودت رو تو قاب چشمای خستم به یاد میاری

 


 

خونم به گردن تو .....


تلخی زهر را به شیرینی عسل چشیدم ...!!!


نفهمیدم ...


میدانی چرا ؟؟؟؟


شیرینی خاطراتت به کشتنم داد ...

 

 


  

چگونه استـــ حال من…
با غمـــ ها می سازمــــ…
با کنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….

 

 

از خودم دور میشوم

  تا به تو نزدیکتر باشم 

این روزها . . . 

" خیال "  

تنها راه با تو بودن هست

 

 

 

 
 

 

همه ما

فقط حسرت بی پایان یک

اتفاق ساده ایم

که جهان را بی جهت

یک جور عجیبی جدی گرفته ایم...

 

 

 

مهم نیســت عمــر “کوتــاه” باشــد یا

“بلنــد”

مهــم ، نفــس هایی ســت که با تــو

“کوتاه”

و بــی تو “بلنــد” کشــیده می شــود …   


 

روز قیامت پرسیدند:

جوانیت را چگونه گذراندی؟

ندا آمد:

دلشکسته است، بگذارید به بهشت برود،

دنیایش خوب جهنمی بود...



 

همین که در میان عطر نفس هایت

دستانت مال من باشد کافیست . . .

با تو قطرات باران که سهل است

فوران آتش فشان هم دلچسب میشود
!


 

دلم را که مرور میکنم

تمام آن از آن توست

فقط نقطه ای از آن خودم..

روی آن نقطه هم

میخ میکوبم

و قاب عکس تو را می اویزم...!!



 
...

پشتــ

هر

گریه

خالی شدن نیستـ...






 
نشانی ام عوض نشده

هنوز در همین خانه ام…!

فقط دیگر…

زندگی نمی کنم !



 

 

خرابم …

خراب …

به اندازه همان قاضی که متهم اعدامی اش رفیقش بود



 

 

گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ، تنهایی است



نغه سرا (12)

 

 خوش آمـــدی..

قدمت روی چشــم هایم..

بسـاط قهوه ام مهیاست..
.
.
کفشهایت

کفشهایتـــ را امــــــــا…

پنهـاטּ می کنـــم..

خیال رفتـــטּ را از سر بیروטּ کن



Photo-Skin_ir-Love417

 

ایســــــتــــاده ام …

بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … !

مـــن ،

همیــن جا ،

کنار قـــول هـایت ،

درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،

محـــــکم ایــستاده ام !!



Photo-Skin_ir-Love500

 

 

چه سخت است،

تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،

و دل سپردن به قبرستان جدایی ،

وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،

تا رهگذری ،

بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند



 

 


در آغـــوش خودم هستـــم!

مـــن خودم را در آغوش گرفتـــه ام…!

نه چنـــدان با لطافتــــ

نه چنـــدان با محبتــــ…

امـــا

وفـــادار….وفـــادار

 

 

مهربان من ،

آهنگ حضورت در کنارم آنقدر لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش میکند…

تو تنها کسی هستی”" که برای من ارزش فکر کردن را داری!!!



 

 

تمام دنیا

محله ی کوچکی ست

که تو در آن متولد می شوی

و من

میان بازیِ بچه های محله

به عشق تو  پیر می شوم

 

 


چاره ای کن!


" تو "

را کم داشتن کم نیست…    


 

هنـــــــــــــــوز هــــــــــــم


از بیــــــــــن کــــــــــارهــــــــای دنیـــــــــــــا


دل بستـــــــــــن بــــــــه دلــــــــــت


بیشتــــــــــــر بــــــــه دلـــــــــــم میچسبــــــــد .



 

تسبیح نیستم اما

نفسم را به شماره انداخته است

شوق دستهای تو…



 
گروه اینترنتی golbarg


اینجا زمین است....

رسم بعضی آدم هایش عجیب است!

اینجا گم که مى شوى...

 به جاى اینکه دنبالت بگردند...

فراموشت مى کنند...
 
همـین که هستــے کافیســت
دور از مـن
بـدون مـن
چـه فرقـ مـی کند
همیـن که رختمـان زیر یـک آفتـاب خشـک مـی شود کـافیسـت
از تـو چیـزی نمـی خواهـم
همـین کـه سـر به سـر رویاهـایم نگذارے
و سنـگ به شیشـه ی خوابـم نزنـی
کفـاف یک عـمر تنهائـی ام را مـی دهد
مـن کـه سر و ته زندگی ام را
سنجـاقـی به هم مـی آورد
چیزی شبیه
به معـجزه اسـت
وقتـی
هـر شـب به خـیر مـی گذرد
بـی آنکه کسـی به تو بگـوید
شب به خیـــــــر

 
پس می زنم لحظه ها را
تا برسم به بلندای آغوش ارامش بخش تو

که در آغوشم بگیری

و من...

دنیایم را ببازم در پس عطر تنت..!


 

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی ! غذایت را سرد می خوری ! ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام ! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی ! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی ! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد ! تنهایی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ،روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد...




 


هر شعر گریز از یک گناه بود

هر فریاد گریز از یک درد

و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق

افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی....



 

خیال بوسه ای که اینجا جا گذاشتی اش

بر گونه ام سنگینی می کند

به خاک می افتم در مقابلت

فکر می کنی چیز دیگری هم برای باختن دارم هنوز ...؟